خرید بک لینک
امروز مطلبی از استاد مرتضی مردیها می خواندم که به دلم نشست: عنوان مطلب بود "لطفا کمی زندگی کنید" .قسمتهایی را اینجا می نویسم:".......اگر اینطور خیال میکنید که زمانی خواهد رسید که نوبت زندگی و شادی است، باور کنید چنان زمانی هرگز نخواهد رسید. تمام عمر ما روی بلَمی در رودخانهای میگذرد. در ضمنِ همین بالا و پایینها و پیچ و خمهای آن است که زندگی متولد میشود و رشد میکند و میمیرد. تمامی آن را از هول و هراس و انتظار و آرزو و حسرت پر نکنیم."

برچسب: نویسنده: طاها محمدی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1402 ساعت: 7:13

یک شعری اخیرا خواندم از محمد صالح علا که وصف الحال این ایام و این دیار است:

"تو بگو ماه کجاست؟ .../ این چه شهری است؟ همان جابلقاست؟ / ما کجا گم شده ایم؟/ ته بن بست چرا ناپیدا ست؟ / تو بگو ماه کجاست؟ / تو مرا خانه ببر/ دل من نابیناست."

برچسب: نویسنده: طاها محمدی تاريخ: چهارشنبه 15 آذر 1402 ساعت: 18:05

صفحه بندی